به نام خدا / كلاس دوم متوسطه اول بودم . دريكي از روزهاي تعطيلكه قرار شد به كوه نوردي برويم . روز قبل راهنما امد وهمه ما را به سالن بردند ، وتمام شرايط كوه نوردي را تعريف كرد وبه ما كفت براي كوه نوردي بايد جه لباس ها وجه كفش هايي همراه داشته باشيم اما فردا كه با باي كوه رسيديم . جواد ومرتضي كه در انجام تكاليف هم هميشه كوتاهي مي كردند .كفش كوه نوردي راباخود نياورده بودند . راهنما مجبور شد انها رادر بايه كوه رها كند تاما برويم و بركرديم .من وبقيه دوستان خواستيم كفش خود را به انها بدهيم اما راهنما نبذيرفت وكفت هركس قانون كوه نوردي را رعايت نكند حق ندارد باما به كوه بيايد اينجا بودكه ما رفتيم وانها از لذت كوه نوردي بهره مند نشدند دليل اصلي اين كار هم اين بود كه ان دو نفر حرف راهنما را كوش نداده بودند بس بايد حرف راهنماي ديني را كوش بكيريم وبه كفته هايش عمل كنيم تا از كوه نوردي اصلي كه بيمودن اين راه بزرك ورسيدن به اخرت است عقب نمانيم . براي تدريس اين درس خوب است جلسه قبل با جند نفر از دانش اموزان هماهنك كرده ودرس را به صورت نمايشي در كلاس اجرا كنند . درباره خطرراتي كه در سفر وجود دارد ()مثلا نبستن كمربند ايمني () از خود كروه ها بخواهيم صحبت كننديا نمونه هايي را كه دراين مورد براي نزديكان يا اشنايانشان رخ داده دركلاس بيان كنند . سبس بايك نتيجه كيري موضوع را به سفر اخرت ربط داده واز خطرات ان سفر صحبت كنيم كه جكونه مي توانيم راهنمايان راه و ....... () دراين سفر رابه سلامت به مقصد برسانيم () توشه راه بايان ويزكيهاي يك راهنماي خوب را كفته وبيام بران را به عنوان بهتريم ....... راهنماي انسانها معرفي مي كنيم . تهيه كننده :/ دبير طالع ٩٩/٦/٢٦
برچسب:
نویسنده: النا رستمی