خرید بک لینک

درس دهم - امانتدار بودن / مسافري خواست كه بول هايش را به شخصي امانت دار تحويل دهد . بس به سوي قاضي شهرش رفت و به او كفت / به راستي كه به مسافرت خواهم رفت و مي خواهم بول هايم را نزدت به صورت امانت تحويل دهم . وبعد از بازكشتم / ان را از تو تحويل خواهم كرفت . / بس قاضي كفت اشكالي ندارد . بول هايت را در ان صندوق قرار بده./ بس مرد بول هايش رادر صندوق قرار داد./ وهنكامي كه از سفر بازكشت نزد قاضي رفت وامانت را از او طلب كرد ./ بس قاضي كفت ، همانا من تورا نمي شناسم / مرد ناراحت شد وبه سوي حاكم شهر رفت وقضيه را براي او شرح داد، بس حاكم كفت فردا بيش من مي ايد ./ بس در مجلس برما داخل شد . وامانت را از اوبخواه ،طلب كن / ودر روز بعد هنكامي كه قاضي به سوي حاكم امد ، حاكم به او كفت من دراين ماه به حج خواهم رفت ./ وامور كشور را مي خواهم كه به تو تحويل دهم / جرا كه از تو جز امانت داري نديدم ./ ودراين وقت صاحب امانت وارد شد وبه ان دو سلام كرد وكفت . / اي قاضي، امانتي نزد تو دارم . بول هايم را نزد تو كذاشته ام ./ قاضي كفت : اين كليد صندوق بول هايت را تحويل بكير ،.بعد از دو روز قاضي نزد حاكم رفت وبا او بيرامون ان موضوع سخن كفت . بس حاكم باسخ دادند. / اي قاضي،امانت ان مرد را بس نكرفتيم مكر بعد از اينكه همه ي كشور را به تو داديم./ بس به كدامين جيز كشور را از تو بس بكيريم . / سبس دستور بركناري اش داد./ رسول خدا .ص. فرموده است . به بسياري نمازشان و روزه شان وبسياري حج شان نكاه نكنيد واما به راستي سخن و تحويل امانت بنكريد ... صفحه ١٠٢-١٠٣ / صفحه ي ١٠٤ /با توجه به متن درس ١- درست ٢- درست ٣- نادرست ٤- درست ٥- نادرست

برچسب: نویسنده: النا رستمی تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 14:14

صفحه بندی